
یک رأی تازه در دادگاهی در آمریکا، بحثی را باز کرده که احتمالاً فقط به ایالات متحده محدود نمیماند. اینکه اگر کاربران اطلاعات شخصی یا جزئیات پروندههای حقوقی خود را در چتباتها وارد کنند، ممکن است همان گفتگوها به مدرکی علیه آنها تبدیل شود؟
هوش مصنوعی فضای خصوصی نیست
بنابر گزارش Futurism ، یک قاضی فدرال حکمی صادره کرده تا اسنادی که یک متهم با کمک چتبات تهیه کرده است، باید در اختیار دادگاه قرار بگیرد . در نهایت مشمول قاعده «محرمانگی میان وکیل و موکل» نیست .
این تصمیم، نشان میدهد که از نگاه دستگاه قضایی آمریکا، گفتگو با یک هوش مصنوعی معادل گفتگو با وکیل یا فضای خصوصی نیست . در صورت درخواست میتواند در اختیار دستگاه قضا قرار گیرد.
ماجرا از کجا شروع شد؟
پرونده مربوط به «بردلی هپنر»، مدیر سابق یک شرکت مالی آمریکایی است. وی با اتهاماتی مانند کلاهبرداری مالی و تقلب روبهرو شده است. او برای آمادهسازی دفاعیات خود، بخشی از اطلاعات و گفتگوهایش با وکلا را وارد Claude کرده است. از این چتبات خواسته گزارشها و سناریوهای دفاعی احتمالی را تنظیم کند.
هوش مصنوعی مشمول قاعده محرمانگی نیست!
رویترز در گزارش خود از این اتفاق میگوید دادگاه تشخیص داده که به «علت قرار دادن این اسناد در اختیار یک سرویس ثالث این اسناد مشمول قاعده محرمانگی نیستند. در نتیجه، ۳۱ سندی که با کمک Claude ساخته شده بود، باید به دادستانی تحویل داده شود.
قاضی پرونده، Jed Rakoff، در رأی خود نوشته است : «هیچ رابطه وکیل-موکلی میان کاربر و یک پلتفرم هوش مصنوعی وجود ندارد.» او همچنین به این نکته اشاره کرده که خود Claude در پاسخ به پرسشهای حقوقی، صریحاً اعلام میکند وکیل نیست . درنتیجه نمیتواند مشاوره حقوقی رسمی ارائه دهد.
چرا این رأی اهمیت دارد؟
بسیاری از کاربران تصور میکردند گفتگو با چتباتها دستکم در حد یک یادداشت شخصی یا گفتگوی خصوصی باقی میماند. اما رأی جدید نشان میدهد دادگاهها ممکن است این گفتگوها را مشابه ارسال اطلاعات به یک شرکت ثالث ببینند. یعنی همانطور که ایمیل، پیامرسان یا فایل ذخیرهشده در فضای ابری میتواند با حکم قضایی در اختیار نهادهای دولتی قرار گیرد. محتوای گفتگو با هوش مصنوعی هم ممکن است قابل دسترسی باشد.

شرکتها قبلاً هم اطلاعات کاربران را در اختیار دولتها میگذاشتند
این اتفاق در واقع ادامه همان روندی است که سالها درباره شرکتهای فناوری وجود داشته است. در آمریکا، سرویسهایی مانند شبکههای اجتماعی، موتورهای جستجو و حتی برخی پیامرسانها در مواردی با حکم قضایی یا درخواست دولت، دادههای کاربران را ارائه کردهاند.
چتباتها ؛ حریم خصوصی کاربران
تفاوت اصلی اینجاست که چتباتها معمولاً بسیار شخصیتر هستند. بسیاری از کاربران، بدون توجه به سیاستهای حریم خصوصی یا حتی موضوعات محرمانه را با این ابزارها در میان میگذارند.
رأی اخیر نشان میدهد، در صورت نیاز نهادهای قضایی و امنیتی، اطلاعات میتواند به یک منبع جدید برای بررسی پروندههای مورد بررسی تبدیل شود.
آیا ممکن است روزی در ایران هم شاهد استناد به چت با AI در دادگاه باشیم؟
فعلاً هیچ قانون یا سابقه مشخصی در ایران وجود ندارد که بهطور مستقیم به استفاده از گفتگوهای کاربران با هوش مصنوعی در دادگاهها اشاره کند. کارشناسان حقوقی معتقدند اگراین سرویسها بهصورت گستردهتر در ایران استفاده شوندل، احتمالاً رویهای مشابه سایر کشورها شکل خواهد گرفت.
اگر چتباتها در آینده توسط شرکتهای داخلی یا خارجی در اختیار کاربران ایرانی قرار گیرند، بعید نیست گفتگوهای ذخیرهشده نیز در برخی پروندهها بهعنوان «مستند» یا «قرینه» مورد استناد قرار بگیرند.
به بیان دیگر، شاید هنوز در ایران چنین پروندهای شکل نگرفته باشد. اما تجربه آمریکا نشان میدهد چت با هوش مصنوعی لزوماً به معنای یک گفتگوی کاملاً خصوصی نیست. مخصوصاً وقتی کاربر، اطلاعات حساس یا جزئیات پروندههای حقوقی و مالی خود را وارد این سرویسها میکند.
یک هشدار برای کاربران
بعد از انتشار این رأی، برخی شرکتهای حقوقی در آمریکا قراردادهای خود را بهروزرسانی کردهاند . به موکلان هشدار میدهند که وارد کردن اطلاعات محرمانه در ChatGPT یا Claude ممکن است باعث از بین رفتن محرمانگی حقوقی شود.
حتی برخی وکلا توصیه کردهاند کاربران برای موضوعات حساس، فقط از نسخههای سازمانی و محدودشده این ابزارها استفاده کنند. نسخههایی که دادهها را برای آموزش مدل ذخیره نمیکنند یا دسترسی شرکت به آنها محدودتر است.
